قابل توجه مراجعین وبلاگ

 قابل توجه مراجعین وبلاگ

 ========================================

چون در این مدت سرگرم تهیه کتاب دو جلدی تاریخ ایل ساکی بوده ام  لذا به روزآوری این وبلاگ در این چندماه میسر نگردیده است .

اینک که پژوهش این اثر جامع به پایان رسیده ، از آن دسته از افراد ایل که  اسناد ، مدارک و عکس هایی در این رابطه در دست دارند ، تقاضا می شود برای چاپ در این کتاب ، در اختیار نگارنده قرار دهند .

همچنین از کسانی که نقطه نظرات ، پیشنهادات و یا انتقاداتی درباره این اثر تاریخی دارند ، خواهشمند است در قسمت ثبت نظرات این وبلاگ و یا از طریق ایمیل ، این جانب را بی بهره نگذارند .

 

یاعلی مدد

داود ساکی حسین خانی

 

email:davoodsaki@yahoo.com

زبان و ادبیان ساکی

زبان و ادبیان ساکی

========================================

ايران در اكتشافات آسياي ميانه

نوشته ي : پروفسور «اوتاكركليما» Otakar Klima  ترجمه: جهانگير فكري ارشاد

(آسيستان دانشگاه اصفهان)

 

در سالهاي نود قرن نوزدهم، در تركستان چين نوشته هائي كه حاكي از ادبيات كهنسال بود، توسط مسافراني كه به آن سرزمين سفرميكردند، كشف شد. اين كاوش ها نظر مؤسسات برجسته ي اروپايي و آسيايي را به خود جلب كرد و در سفرهاي اكتشافي بعدي، كشورهاي آسياي ميانه، بيش ازهمه تركستان چين، مورد مطالعه و تحقيق قرار گرفت و از بسياري از آثار فرهنگي اين نواحي پرده برداشته شد. با مطالعه ي اين آثار معلوم شد كه اين نوشته ها بازمانده ي ادبيات غني اقوامي است كه پيش از پيدايش امپراتوري بزرگ مغول در آسياي ميانه ساكن بوده و دولتها، تمدن ها و فرهنگهاي خاص و جداگانه اي داشته اند، اين اقوام از طرفي در زمينه هاي بازرگاني، سياست و دين در يكديگر تأثيرگذاشته و از طرف ديگر در زير تأثير فرهنگهاي بزرگ همسايه ي خويش نظير هند، ايران و چين قرار گرفته اند. دين هاي جهاني مانند: بودايي، مانوي و مسيحي ، همپاي يكديگر، در ميان ايشان رواج داشته و پيروان آنها كه از دستنويس هاي فارسي ميانه، مانند سغدي و ساكي، بازمانده است، درشمار زبانهاي ايراني قرار دارد. از ميان زبانهاي هند – ژرمني كه بتازگي در اينجا يافته شده، زبان تخاري نظر بسياري را بخود جلب كرده است. از گروه زبانهاي هندي (سانسكريت و پراكريت) نيز، پيش از اين ، نوشته هايي در اين مكان پيدا شده است.

آثار مانوي

در آسياي ميانه، همراه با اديان «مهايانه» ي بودايي و مسيحي نستوري، بيش از همه، مانويت رواج داشت. پيروان اين دين نه تنها گويش هاي فارسي ميانه را به كار ميبردند، بلكه از زبانهاي سغدي، اويغوري وچيني نيز استفاده ميكردند. بر اثر كوشش هاي نخستين يابنده ي برگهاي پراكنده ي مانوي فارسي ميانه كه در بيابان ترفان پيدا شده بود، بخشي از اين نوشته ها انتشار يافت و مطالب مندرج در آن روشن گشت. اين شخص «مولر» F. W. K. Muller نام داشت وهمدوره هاي وي كه در اين راه كوشيدند «زالمان» C. Salemann و«آندراس» F. C. Andreas بودند. اما اهميت «هنينگ» W. B. Henning كه بسياري از برگهاي  پراكنده ي مانوي را منتشر ساخت و در راه توضيح آنها كوشيد، بيش از ديگران است. بررسي دانش پژوهان نامبرده منابع تازه وبكري براي شناخت تعاليم ماني فراهم آورد و با متن هاي تازه اي كه براي شناسايي زبانهاي هند – ژرمني و ايرانشناسي به دست داد، دگرگوني اساسي در زبانشناسي، تاريخ ادبيات و دين شناسي بديدار ساخت.

برخي از برگهاي پراكنده ي مانوي فارسي ميانه به گويش جنوب غربي و پاره اي ديگر به گويش شمال غربي (اشكاني) نوشته شده است. گهگاه نيز در اين آثار اصطلاحات سغدي به چشم مي خورد. موضوع اين برگهاي پراكنده از لحاظ ادبي داراي تنوع است و در آنها به سرودهاي ديني، دعاها و قطعاتي درباره ي پيدايش جهان برميخوريم. محتويات ديگر اين نوشته ها را پيش آمدهاي زندگي ماني و داستانهايي از كارهاي نخستين گروههاي تبليغ مانويت و نيز مباحاثات و مشاجراتي با پيروان دين هاي ديگر، تشكيل ميدهد. در اين ميان داستانهايي از سرانجام عيسي نيز جلب نظر ميكند كه جملگي آنها يادآور داستانهاي اسفناك انجيل هاست. بجز آنچه گذشت، قطعاتي نيز درباره ي پايان دنيا، تشريح رويدادهاي جهان و بيان اساس اساطيري عقايد مانوي ، در آن ميان به چشم ميخورد. ازبسياري از اين برگهاي پراكنده چنين بر ميآيد كه مرجع اصليشان منظم وصورت نخستين آنها به زبان آرامي نوشته شده بوده است. ماني، (276 –216 ميلادي ) در «مردينو» نزديك بغداد و يا در اروميه در ناحيه ي «گوچاي» در كنار رود دجله به دنيا آمده1 و در يك خانواده ي ايراني بزرگ شده است. وي كه اغلب به زبان آرامي مينوشت به زبان فارسي ميانه نيز آگاهي داشته و كتاب ديني و مسلكي خود «شاپور كان» را به زبان فارسي نوشته است. ماني، آنطور كه ميگويند (Urform und Fortbidungen H. H. Schaeder, des manichaeischen System ص147 و بعد از آن Mitteliranisch ، هنينگ  ، ص 73) ، نه تنها صورت ديگري از خط پالميري را براي آثار فارسي خود به كار برده، بلكه رسم خط بهتري را نيز اعمال كرده و هزوارش را از بين برده است. ولي باوجود آنچه گذشت، اين دگرگوني از جانب ايرانيان پذيرفته نشد و به پيروان خود وي محدود گشت. البته دليل اين امر تنها مسايل ديني نبود. پيروان ماني داراي مجموعه ي بزرگي از نامه ها نيز بودند كه بسياري از آنها به خود ماني نسبت داده ميشود. از قطعات بازمانده ي برخي از اين نامه ها چنين برميآيد كه انتساب آنها به ماني درست نبوده واين  نامه ها به احتمال قوي بعدها توسط بانيان و پيروان فرقه ي انشعابي «دينوري» نوشته شده است (اين فرقه ي مانوي، پيشواي بزرگ را كه مقرش در بابل بود، به عنوان رهبر تمام پرستشگاههاي اين دين به رسميت نميشناخت). اين رياكاران از نام ماني، بنيانگزار دين، به منظور سرپوشي برروي كردار وافكار خويش استفاده ميكردند.

پيروان ماني به ادبيات نيز پرداخته و بخصوص داستانها و تمثيلاتي به رشته ي تحرير درآورده اند. در آثار ترفان  تكه هايي از حكاياتي پيدا شده كه در آنها به نحوي سرگرم كننده و داستاني، به پاره اي از اندرزهاي اخلاقي و لزوم تجربه اندوزي اشاره شده است. در قطعها ي شماره ي 45 به مضمون معروف مادري كه بر مرگ فرزندش گريه ي بيش از حد سر ميدهد، برميخوريم:

تا بحال نميدانستم كه هرگاه بيش از حد در مرگ پسرم بگريم، روان او را نيز خواهم كشت، به اينجهت ، پس از اين، ديگر نخواهم گريست تا آنكه روان او زنده بماند2 .

اين مضمون كه در ادبيات بسياري از زبانهاي شهرت دارد، به يكي از سنن زردشتي برميگردد كه گريستن بيش از اندازه بر مردگان را در شمار گناهان محسوب مي كند. درميان برگهاي پراكنده ي مانوي كه به زبان سغدي نوشته شده است، داستان شاگرد سفت گري به چشم ميخورد كه سراسر روز را براي استاد خويش عود مينوازد و به هنگام غروب تمامي دستمزد خود را دريافت ميكند، بدون آنكه حتي يك مرواريد راسفته باشد. در اصل هندي و نيز در عربي كليله و دمنه به روايت هاي اويغوري، صورت مانوي از افسانه ي بودايي «بوديستوا» Bodisattva موجود است كه بعدها ا زطريق ايران، سوريه و كشورهاي عربي به اروپا راه يافته و در افسانه ي «بالام ويوسافارت» Barlaam, Josaphat به صورت مسيحي درآمده است3 . از لابلاي مطالب جدي اين ادبيات به پاره اي از بخش هاي تاريخي مانويت نيز پي ميبريم كه هريك داراي ارزش فراوانيست. غالب اين قطعات به تشريح زندگاني مبلغين معروف، نظير «مارآمو» ، فرستاده اي از آسياي ميانه، ميپردازد. اين داستانها و نيز قطعات تاريخي كه به زبان اشكاني نوشته شده، از خصوصيات افسانه اي برخوردار است. در يكي از آنها به شرح معجزه هايي برميخوريم كه به هنگام درگذشت ماني رخ داده است. اين حوادث زيادي به پيش آمدهايي دارد كه برحسب روايت هاي انجيل ، در زمان وفات عيسي بوقوع پيوسته است.

از همان دوران ساسانيان نيز ايران به جهت تزيين دستويس ها توسط نقاشي شهرت داشت و اين هنر براي همسايگان مشرق زميني ايران مورد سرمشق قرار گرفته بود. مشهورترين اثري كه بواسطه ي نقش هاي پرشكوهش برتر از ديگران بود، «ارتنگ» ، «ارژنگ» و يا به نامهاي ديگري ناميده ميشد كه خود ماني آنرا در محلي واقع در تركستان در غاري بوجود آورده بود. موضوع اين اثر را دايرة المعارفي درباره ي پيدايش جهان تشكيل ميداد و نقاشي هاي آن بخش هائي از دنياي تخيلي و صحنه هايي از وقايع جهان را، ا زهنگام برخورد روشنايي و تاريكي تا سرانجام دردناك انسان نخستين، پيدايش جاودانگي و نبردهاي ديوان، مجسم ميساخت. «ابوالمعالي»4 در سال 1902 از اين اثر كه در خزانه ي شاهان غزنوي نگهداري ميشده و پس از اين تاريخ مفقود گشته است، با اعجاب و تحسين يادميكند. پيروان متدين ماني در قرون بعدي، در تركستان ونواحي جنوب سيبري، هنوز هم ساختمان ها و تخته سنگهايي را با سيمان ماني و مريدان وي ميآراستند.

نوشته هاي سغدي

پيش از اين گفته شد كه پيروان ماني ومسيحيان آسياي ميانه نيز زبان سغدي را بكار ميبردند. در اينجا بجاست تا از ديگر زبانهاي فاسي ميانه كه در آسياي ميانه گفتگو ميشدند و در تاريخ فرهنگ ايران سهم بسيار كمتري را دارند، سخن به ميان آورد. زبان سغدي نه تنها در سغد (سمرقند) كه در محدوده ي زبانهاي ايراني قرار داشت، صحبت ميشد بلكه در مناطق همجوار نيز مورد گفتگوي بازرگانان بود و رويهمرفته وسيله ي تفاهم مهمي در قلب آسيا به شمار ميرفت . حوزه ي اصلي اين زبان نواحي بخارا، سمرقند، تاشكند و آمااته بود، ولي نوشته هاي جالب توجهي نيز در شرق پامير، در تركستان چين، كاشغر و ياركند و جنوب درياچه ي لوب نور، و نيز در قره بلغارسون اوبغور پيدا شده است. در محل اخير الذكر كتيبه اي از خاقان آن ناحيه كشف شد كه علاوه بر صورتهاي تركي باستان و چيني، صورت ديگري نيز به زبان سغدي به همراه داشت. قطعاتي كه به مسيحيان مربوط ميگردد، عبارتند از تكه هايي از ترجمه ي انجيل و نيز افسانه اي درباره ي كشف صليب مقدس توسط ملكه «هلنا» Helena كه بخش هايي از آن به جا مانده است. مانويت، در آن دسته از آثار ديني ظاهر ميگردد كه اغلب عقايد ماني را مورد تحريف قرار داده و بخصوص از دوران جديدتر بازمانده اند. اغلب آثار سغدي توسط بوداييان به وجود آمده و در واقع از زبانهاي هندي ترجمه شده است (وسانتره جاتكه Vesantarajataka ، دين آموز راهب «دير گهنه كهه» Dirghanakha ، راهنماي علل و تأثيرات) .

بازمانده ي ادبيات خوارزمي

زبان خوارزمي نيز، همانند سغدي ، توسط زبان و مليت تركي از بين رفته است. تنها دنباله سغدي، زبان يغنابي است كه در دره ي رودخانه ي بغنوب، يكي از رودهايي كه به زرافشان ميريزد، گفتگو ميشود. از زبان خوارزمي كه مركز آن خيوه ي امروزي در ازبكستان بود، آثار كمي بازمانده است. علاوه بر فهرستي از نام روزها، ماهها، جشن ها، نام برخي ستارگان و علامات منطقه البروج كه در كتاب «بيروني» آمده است5 ، نوشته هايي نيز در روي سكه به دست آمده كه توسط باستان شناسان رومي از زير خاك بيرون كشيده شده است. در كتابهاي فقهي «ترجماني»6 (نيمه ي اول قرن دوازدهم) و «غزميني»7 (قرن سيزدهم) نيز واژه ها و جمله هايي از دوران متأخر اسلامي بجا مانده است. در دستنويسي از واژه نامه ي «زمخشري»8 كه در استانبول به دست آمده، واژه هاي خوارزمي تفسير شده است. كشف و تحقيق متن هاي سغدي مرهون زحمات «گوتيو» R. Gauthiot «بنونيست» E. Benveniste فرانسوي و «مولر» و «رايشلت» H. Reichelt آلماني است و محققين زبانشناس و باستانشناس روسي نظير «تولستوو» S. P. Tolstow «فريمان» A. A. Frejaman و «ولين» S. L. Volin نيز در راه كشف متن ها و حل معظلات مربوط به تمدن سغدي زحمات بسيرا كشيده اند. علاوه بر اشخاص نامبرده «احمد زكي وليدي» و «هنينگ» نيز در زمينه ي جديد زبانشناسي مطالعاتي نموده اند. «تولستوو» در بين سالهاي 1937 تا 1947 در ناحيه ي باستاني خورازم تحقيقات باستانشناسي وسيعي را انجام داد. وي سيماي فرهنگ قوم و دولت خوارزم را كه زماني داراي اهميت فراوان بوده و پس از حمله ي مغول نابود شده است، از روي كاوش هاي خود بازسازي نمود. كهنه ترين نوشته هاي سغدي كه به دست ما رسيده است، به قرن چهارم بعد از ميلاد برميگردد و قديمي ترين بازماندگان قطعات خوارزمي، بنابر نظر «تولستوو» به قرن سوم پس از ميلاد ميرسد.

ادبيات ساكي

سومين زباني كه به خانواده ي زبانهاي ايراني تعلق داشته وبه تازگي كشف شده است، زبان ختني – ساكي نام دارد كه پيش از اين «آريايي شمالي» نيز ناميده ميشد. زبان نامبرده يكي از گويش هاي سكايي – ايراني است كه درآستانه توسعه ي زبانهاي ايراني ميانه جاي دارد. نخستين بازمانده هاي اين زبان، واژه هاي پراكنده اي است كه در      كتبيه هاي هندي در آسياي ميانه، از سه قرن ا وليه ي مسيحيت بجا مانده است. از دوران بعدي (قرن هفتم تا دهم ميلادي) نيز بازمانده هايي از برخي دستنويس ها، در منطقه ي باستاني ختن در تركستان چين، پيدا شده است. وفور بيش از حد اين برگهاي پراكنده و آثار كه بدست آمده، دليلي بر اين ادعاست كه نوشته هاي نامبرده از آثار سانسكريت و مقدار بسيار كمي از آنها نيز از زبان تبتي ترجمه شده است. موضوع اين متن ها را افسانه هاي ديني، نوشته هاي بودايي، آثار حماسي (نظير روايت دستكاري شده اي از افسانه ي «راما») ، متن هاي پزشكي و غيره تشكيل ميدهد. قطعه ي زير كه در توصيف بهار سروده شده است، نمونه ي بارزي از  ادبيات منظوم و شيوه ي بيان اين زبان به شمار ميرود:

بهار آغاز شد؛ گرما فزوني گرفت،

غنچه هاي رنگارنگ برروي درختان دهان باز كردند.

پيچك ها جوانه زدند و در دست باد به لرزش افتادند.

باد بوي خوشي را از سوي درختان باز آورد.

گلهاي نيلوفر برروي چشمه ساران، بركه ها و تپه ها غنچه برآوردند،

و پرندگان نيز نغمه هاي مسحور كننده اي سردادند.

رودها از سوي چشمه ساران برخاسته، در طول ساحل سرسبز در جريانند،

روزها مه آلود است و جمله ي موجودات در نهايت شور و شوق به سر ميبرند9 .

در مارالباشي واقع در شرق كاشغر، نوشته هايي يافت شده است كه زبان آنها، آنطور كه از ظاهر امر برميآيد، يكي از گويشهاي ساكي است. آنچه مسلم است، زبان ساكي داراي گويش هاي متعددي بوده است. از آن دسته از     گويش هايي كه در منطقه ي هندي مورد گفتگو بوده، تقريباً هيچگونه اثري باز نمانده است. درباره ي پژوهش آثار ساكي، بيش از هركس، «لويمان» E. Leumann ، «استن كونوو» Sten Konow و «بيلي» H. W. Bailey  زحمات فراواني كشيده اند.

تاكنون در آسياي ميانه هيچگونه بازمانده اي از زبان «سارماتي» بدست نيامده است. از اين زبان كه صورت جديدي از گويش هاي سكايي به شمار ميرود و شايد نيز با زبان خوارزمي خويشاوندي نزديكي داشته باشد، فقط تعداد كمي واژه در نوشته هاي «هرودوت» و ديگران بجا مانده است. «آسي» امروزي تنها زبان ايراني است كه در شمال قفقاز گفتگو ميشود. از آسي ميانه فقط چندين واژه در دست است كه در روي يك سنگ قبر به خط يوناني نوشته شده و در منطقه ي رودخانه ي «سلن چوك» در ناحيه ي «كوبان» كشف گرديده است. اين نوشته احتمالاً از قرن 11 – 12 ميلادي بازمانده و باتوجه به صورت واژه هايي كه در آن بكار رفته است، ميتوان آنرا صورت پيشين گويش امروزي «ديگورون» (آسي غربي)  به شمار آورد10 . بررسي هاي موفقيت آميز «هوبشمان» H. Hubschmann و «ميلر» Vsevolod Miller باب پژوهش درباره ي زبان آسي را گشود و دانشمندان شوروي، بيش از همه «آبايو» V. I. Abajev ، پيشرفتهاي شاياني در اين زمينه كردند.

 

پاورقي ها:

1 – مترجم نتوانست ناحيه ي «گوچاي» و يا رودخانه ي «گو» را پيدا كند. باتوجه به فاصله ي زياد بين اروميه و رودخانه ي دجله، شايد نويسنده دچار اشتباه شده باشد.

2 – اين قسمت از روي ترجمه ي «بانگ» W. Bang بفارسي برگردانده شده است.

3 – دكتر سيف الدين نجم آبادي مرا متوجه ي سخنراني كرد كه «هنينگ» در روز دوشنبه دوم سپتامبر 1957 در بيست و چهارمين كنگرة جهاني شرق شناسان، در زير عنوان «كهنه ترين دستنويس شعر فارسي» ايراد كرده است. وي باتوجه به دستنويس ناقصي كه از اين منظومه بدست آمده، تاريخ نگارش آنرا ديرتر از نيمه ي اول قرن نهم ميلادي دانسته است. «هنينگ» احتمال ميدهد كه پيروان ماني اين منظومه را از شاعر مسلماني گرفته و از خط عربي به خط مانوي برگردانده باشند. وي در پايان سخنراني خود، اين منظومه رابه رودكي نسبت داده، براي اين فرض خود دو دليل به اين شرح ارائه ميدهد: « …. اول «نولدكه» Th. Noldeke پيش از اين ثابت كرده است كه رودكي نه تنها كليله و دمنه بلكه حماسه ي سندباد را نيز به نظم درآورده است (فرهنگ اسدي، چاپ «هرن» P. Horn ، 1897، ص 21) . باستاني عرب ابان اللاحفي نيز كه منسوب به مانويت است، به اين سه مضمون پرداخته است. دوم كليله و دمنه و سندباد رودكي به همان وزني (رمل مسدس) سروده شده كه در اين دستنويس فارسي بلوهر و بوديسف بكار رفته است. هرگاه پژوهش هاي بعدي، باتوجه به دلايل سبك شناسي، انتساب اين منظومه را به رودكي بوده و از وي تقليد كرده است. اين دستنويس در زمان حيات رودكي نوشته شده است«. (مقالات بيست و چهارمين كنگره ي جهاني شرق شناسان مونيخ، ويسبادن 1959، ص 305 و بعد از آن).

4 – منظور نويسنده ابوالمعالي نظام الملك معين الدين نصراله بن محمدبن عبدالحميد بن احمدبن عبدالصمد، منشي ديوان بهرام شاه غزنوي و صاحب ترجمه ي كليله و دمنه است.

5 – منظور نويسنده كتاب «آثار الباقيه عن قرون الحاليه» از ابوريحان محمدبن احمد بيروني است.

6 – منظور نويسنده كتاب «يتيمه الدهر في فتاوي اهل العصر» از محمودبن محمود علاءالدين ترجماني است. دستنويسي از اين كتاب كه به زبان عربي نوشته شده است، در سال 1927 ميلادي در يكي از كتابخانه هاي تركي پيدا شد. در اين كتاب برخي عبارات و جملات به زبان خوارزمي آمده است، ولي واژه هاي آن فاقد نقطه و اعرابند.

7 – منظور نويسنده كتاب «فنيه المنيه» از مختار زاهدي غزميني است. از اين كتاب دستنويس هايي در تركيه و شوروي پيدا شده است كه در آنها اصطلاحات فقهي مانند صيغه هاي عقد، طلاق، خريدو وفروش به زبان خوارزمي آمده است. واژه هاي اين عبارت ها داراي اعرابند و همين امر خواندن آنها را آسانتر مينمايد. كمال الدين عمادي جرجاني در قرن هشتم هجري شرحي بر واژه هاي كتاب مورد نظر نوشته است كه «رساله الالفاظ الخوارزميه التي توجد في قنيه المبسوط» نام دارد. در اين كتاب كه واژه ها و عبارت هاي «قنيه المنيه» تفسير گرديده، درباره ي سه هزار واژه ي خورزمي بحث شده و معناي آنها به زبانهاي فارسي و عربي داده شده است. از مطالب مندرج در آن ميتوان چنين حدس زد كه زبان خورازمي در هنگام نوشتن اين كتاب رو به فراموشي بوده و جاي خود را به زبان تركي پرداخته است.

8 – منظور نويسنده كتاب «مقدمه الادب» از جارالله زمخشري است. چاپ اول اين كتاب كه واژه نامه اي عربي به فارسي است، در آلمان انتشار يافت و سپس دانشگاه تهران اقدام به چاپ ديگري از ان نمود. از اين كتاب دستنويس ديگري نيز در تركيه پيدا شده كه بجاي برابر فارسي واژه هاي عربي، برابر خوارزمي آنها داده شده است. از متن عربي به فارسي اين اثر دستنويس هاي زيادي موجود است، ولي از متن عربي به خوارزمي آن تاكنون همين يك دستنويس پيدا شده كه از مقدمه ي آن نيز صفحاتي افتاده است. در اين دستنويس نيز، واژه ها فاقد نتطه و اعرابند.

9- اين قطعه از روي ترجمه ي «بيلي» H. W. Bailey بفارسي  برگردانده شده است.

10 – زبان آسي داراي دو گويش «ايرون» و «ديگورون» (iron, digoron) است.

توضیحی درباره زبان ساکی

توضیحی درباره زبان ساکی

========================================

واسيلي ايوانوويچ آبايف
گرجستان
  
  پروفسور واسيلي ايوانوويچ آبايف در سال 1900،در اُستي جنوبي واقع درگرجستان شوروي به‌دنيا آمد.در سال 1922 وارد دانشگاه پتروگراد شد و در بخش قوم‌شناسي و زبان‌شناسي ايراني دانشكده علوم اجتماعي به‌تحصيل پرداخت و در سال 1925 از اين دانشگاه فارغ التحصيل گرديد.در 1935 نامزد (دكتر) علوم زبان‌شناسي شد و در سال 1962 دكتري زبان‌شناسي گرفت. از 1918 تا 1921 آموزگار مدارس ابتدايي زادگاهش، دهكده كبي بود و در 1925 استاديار دانشكده زبان‌هاي ايراني دانشگاه پتروگراد گرديد.از سال 1928 در دانشكده زبان و افكار(دانشكده زبان‌شناسي كنوني) وابسته به آكادمي علوم شوروي، به‌كار مشغول شد. از 1935 تا 1940 رئيس دانشكده زبان‌شناسي و از 1942 تا 1944 رئيس كرسي دانشسراهاي عالي اُستي شمالي و جنوبي بود. در 1948 پس از بازگشت به لنينگراد كارش را در دانشكده زبان و افكار ادامه داد و 1951 در دانشكده زبان‌شناسي آكادمي علوم شوروي در مسكو مشغول به كار شد و در 1969 به درجه استادي رسيد. وي متخصص زبان‌هاي ايراني باستان در انستيتوي زبان‌شناسي آكادمي علوم شوروي بوده و تحقيقاتش نيز در زمينه زبان‌شناسي تطبيقي- عمومي و همچنين زبان‌هاي سكايي، آلاني و تأثير آنها بر زبان‌هاي اسلاوي بوده است. در سال 1957 رجل شايسته آكادمي علوم جمهوري اُستي شمالي شد.1958 در چهاردهمين كنگره شرق‌شناسان آلمان در گاله و 1960 در بيست و پنجمين كنگره بين‌المللي شرق‌شناسان در مسكو شركت كرد. در سال 1966 به خاطر تهيه و تدوين تاريخ زبان آسي و خدماتش به آن زبان به دريافت جايزه دولتي نائل آمد و از همان سال عضو افتخاري انجمن سلطنتي آسياي انگلستان و ايرلند گرديد. وي حدود 200 اثر تأليف كرده است. كتاب‌هايي درباره آبايف نوشته شده است كه از آن جمله مي‌توان به « آبايف به عنوان بزرگترين پژوهشگر زبان آسي»، آبايف بزرگترين ايران‌شناس و آسي‌شناس و آثار دانشمند روسي پيرامون زبان‌شناسي ايراني اشاره كرد. آثار : - ديدگاه جديد درباره آسي‌شناسي - درباره تكيه در زبان آسي - برخي از همگال‌هاي آسي - يافثي - الگوزها (ترجمه) - چهار گروه از همخوان‌هاي چاكنايي (حلقي) در زبان آسي - دو كلمه درباره اصطلاحات - سرزمين‌شناسي نزد اقوام كوهستان‌نشين - شعر موزون يا عروضي - بررسي گويش‌شناسي زبان آسي جنوبي - فرهنگ آسي- روسي- آلماني، اثر ميلر ( تصحيح و تكميل) - درباره گويش كساني زبان آسي - اصطلاحات قومي آسي allon و iron - پيشوند sae در زبان آسي - نسخه خطي آسي مربوط به آغاز سده نوزدهم (به زبان آسي) - فعاليت علمي در اُستي جنوبي - گزارش سفر به تنگه آلاگير - روايات دارادزانو در نزد آس‌ها، مقدمه‌اي بر كتاب امران، حماسه آسي - درباره ويژگي‌هاي زبان آسي معاصر - عناصر مشترك در زبان آس‌ها، بلغارها و قره‌چايها - درباره قاعده آواشناسي - واژه maenaew (گندم) در زبان آسي - داستان‌هاي بلوچي، اثر زاروبين (نقد) - زبان به‌عنوان ايدئولوژي و تكنيك - سخني درباره فرهنگ باستاني اينگوش‌ها، اثر گنكو (نقد، با همكاري) - فرهنگ آسي - روسي- آلماني، اثر ميلر (نقد) - آلان‌ها و آس‌ها - شكوفايي شعر عاميانه آسي، اثر مونكاكسي (نقد) - درباره زبان آس‌هاي جنوبي - زبان آسي درباره اسم‌هاي خاص حماسه نرت - دستور كار و برنامه هيئت اعزامي زبان‌شناسان آسي - صد و سي سال حيات يك زبان - كتيبه‌هاي ايران باستان - يكبار ديگر درباره زبان به‌عنوان ايدئولوژي و تكنيك - فولكلور ( به زبان آسي) - درباره نتايج سفر هيئت اعزامي زبان‌شناسان آسي - پروفسور مار و آسي‌شناسي - تجربه بررسي مقايسه‌اي تحليل روايت‌هاي پيدايش نرت‌ها و روميان - نمونه‌هايي از حماسه آسي. تبصره : آهنگ گفتار آسي - تفسيرهايي بر مجموعه آثار ختاگورف - كوستاختاگورف - پژوهش‌هايي درباره گويش‌شناسي زبان‌هاي كوه‌نشينان - زبان آسي - مجموعه آثار ختاگورف (پيشگفتار) - مجموعه آثار كوستا ختاگورف (ويرايش) - دوره متون ايراني،(تصحيح) - واژه fyccag (اولين) در زبان آسي - درباره مفعول بيواسطه در زبان آسي - دستورالعمل گردآوري فرهنگ جامع زبان آسي و راهنماي آن - حماسه نرت‌ها ( به زبان آسي) - كتيبه زلن چوك به آسي باستان - كتيبه خشايارشا ضد ديوها - عناصر ايراني كهن در زبان آسي - زبان‌هاي ايراني - كتيبه داريوش درباره بناي كاخ شوش - حماسه نرتي - مقدمه‌اي بر مجموعه زبان‌هاي ايراني - سرپرستي كار تهيه متن جامع حماسه نرت - درك ايدئوسمانتيك - ميلر- آسي‌شناسي (به مناسبت صدمين سالگرد تولدش) - سي سال حاكميت شوروي و پيشرفت علوم در اُستي جنوبي - اصطلاحات فرهنگي آلاني در زبان‌هاي قفقازي - داستان‌هاي بلوچي، اثر زاروبين (تصحيح) - عناصر زبان يهودي باستان در زبان آسي - جنبه‌هاي تاريخي در حماسه‌هاي نرتي - تاريخ صرف در زبان آسي - منگرل‌گرايي در زبان فارسي - شرحي درباره تفاوت ميان گويش‌هاي ايروني و ديگوري - درباره برخي از پسوندهاي واژه‌ساز با كاربرد محدود - زبان و فولكلور آسي - درباره روابط عناصر ايراني و قفقازي در زبان آسي - درباره فعل‌هاي تقسيم‌ناپذير معلوم و مجهول - سفر به ناحيه علياي كوبان، باكسان و تركه - سفر به ابخاز - سفر به سوانتي - هم‌آوايي كامل اقتباس كرده‌هاي صومعه كارتولي - پيدايش و سابقه فرهنگي آس‌ها بر اساس داده‌هاي زباني - پيدايش واژه فارسي دارو - پيدايش واژه xumaetaegi (ساده) در زبان آسي - زبان سكايي - همخوان‌هاي چاكنايي انسدادي در زبان آسي - اكتشاف‌هاي ديررس - معني و پيدايش واژه aeluton - معني و پيدايش واژه rong - شرح دستوري زبان آسي، پيوست فرهنگ روسي- آسي - زبان‌هاي ايراني (ويرايش) - فرهنگ روسي- آسي - تاريخ زبان و تاريخ قوم - درباره اصول فرهنگ ريشه‌شناسي - زبان آسي، زبان ساكي، زبان سكايي، زبان سغدي، خط سغدي، زبان تخاري - مطالعاتي درباره قبايل ايراني در جنوب روسيه، اثر هارماتا (نقد) - بار ديگر درباره اكتشاف‌هاي ديررس - يادداشت‌هاي ريشه‌شناسي - واژه فارسي Kan به‌معني كندن و ريختن - واژه‌هاي تصويري در زبان آسي - درباره زيرساخت زباني - درباره برخي از عناصر آسي در زبان گرجي - درباره اصول بررسي‌هاي ريشه‌شناسي - واژه faestinon (شفادهندگي) در زبان آسي - واژه Waejug(غول) در زبان آسي - همگال‌ها در زبان آسي - شيوه زندگي سكاها و اصلاحات زرتشت - حماسه نرت (تصحيح) - طبايع، حماسه قوم آسي (با همكاري) - شيوه ارائه واژه هاي متشابه در فرهنگ - مسائل حماسه نرت (به زبان آسي) - موقعيت و مسائل فراگيري زبان آسي - تاريخ هند، اثر دياكونوف ( نقد، با همكاري) - فرهنگ ريشه‌شناسي- تاريخي زبان آسي - پيرامون تاريخ واژه‌ها - واژه grivenka روسي، grivanka فارسي - روابط سرمت- بسفر در بازتاب داستان‌هاي نرتي - مقاله‌اي درباره دستور زبان آسي - همگال‌هاي واژگاني آسي- ويناخي - زبان‌شناسي تطبيقي - تاريخي زبان ايراني در روسيه و اتحاد شوروي - اصطلاح سياسي آسياي مركزي afshin - آلاني سده‌هاي ميانه، اثر وانيف (ويرايش) - زيرساخت آلاني در زبان بالكار- قره‌چاي - كوستا براي قوم آسي چه ارزشي دارد - مذهب آلان‌ها پيش از مسيحيت - تحقيقاتي درباره زبان آسي، اثر بنونيست (نقد) - كوستا و فرهنگ آسي - كوستا- شاعر ملي آس‌ها، ( به زبان آسي) - گرايش تاريخي در زبان‌شناسي توصيفي - درباره ترجمه جديد حماسه آسي نرت - واژه آسي idawg/ dawaeg - آثار خلاقه قوم آسي ( به زبان آسي، ويرايش) - زبان‌ آس‌ها، اثر ميلر (ترجمه و ويرايش همراه با پيشگفتار، حواشي و توضيحات) - خويشاوندي سكايي - اروپايي - تاريخ پژوهش زبان آسي در روسيه و اتحاد شوروي - ستايش بغان هفتگانه نزد سكاها ( با همكاري) - زبان‌شناسي تطبيقي- تاريخي زبان ايراني در دانش ميهني (منظور شوروي است) - گزيده‌هايي از تاريخ شرق باستان، ايران - اسب تروا - درباره نام‌هاي ايراني فولاد - شرحي بر گويش‌شناسي تاجيكي، اثر راستور گويوا (ويرايش) - درباره عناصر تركي در زبان آسي - پنجمين ستون كتيبه بيستون و سنگ نبشته خشايارشا ضد ديوها - درباره گويش‌هاي زبان آسي - درباره نام‌هاي خاص در فارسي باستان - ترانه‌هاي سنتي حماسي آسي - دستگاه فعل در زبان تاجيكي، اثر راستور گويوا و كريمووا (ويرايش) - ميلر و زبان‌شناسي تاريخي زبان آسي - عناصر آديگي در زبان آسي، اثر بالكارف (پيشگفتار و تصحيح) - آثار آديگي، اثر كافويف (نقد، با همكاري) - گرايش‌هاي رايج در زبان‌شناسي (نقد) - پيرامون رابطه‌هاي واژگاني آلاني- مجاري - ريشه‌شناسي نام‌هاي كورش، كمبوجيه، چيش‌پيش در پارسي باستان - شرحي پيرامون زبان آسي، اثر بنونيست (ترجمه و پيشگفتار) - طرح دستوري در ادبيات نوين آسي (با همكاري) - درباره خويشاوندي زبان‌هاي سكايي - اروپايي - درباره تاريخ واژه‌ها - درباره مباني فولكلوري منظومه شوتا روستاولي زير عنوان پهلوان پلنگينه‌پوش - قوم‌شناسي آس‌ها برپايه داده‌هاي زباني - ريشه خزر در زبان‌هاي قفقازي - حماسه نرت - اصطلاح اجتماعي aeldar در زبان آسي درباره مسائل پيدايش فئوداليزم - واژه faetku (سيب) در زبان آسي - درباره عنصرهاي ايراني در زبان روسي - شرحي درباره رابطه متقابل زبان‌هاي ايراني و گرجي، اثر آندرونيكا شويلي (نقد) - درباره پيشرفت زبان‌هاي ادبي اقوام ايرني در اتحاد جماهير شوروي - زبان‌هاي پاميري، اثر پالخالينا (ويرايش) - اسم مكان فارسي خوانسار - عنوان‌ها و نام‌هاي خاص در زبان ايراني كهن، اثر بنونيست (نقد) - نام ‌ماه‌ها در زبان آسي - چند مورد تبديل در هند و اروپايي - يادداشت‌هايي درباره تاريخ باستان و پيامدهاي آن - واژه olufta (آلفته) تاجيكي - گونه‌شناسي زبان‌هاي ارمني و آسي در ارتباط با زيرساخت زبان قفقازي - نام‌شناسي ايراني - درباره خاستگاه اقوام هند و ايراني و قديمي‌ترين مهاجرت آنها - ساختار صرفي واژه در زبان‌هاي باستاني هند و ايراني، اثر گرتس برگ (نقد) - درباره مناسبت‌هاي قومي در اصطلاحات طايفه‌اي نزد آس‌ها - مسائل رده‌بندي زبان‌هاي اصلي ملل قفقاز، (با همكاري) - بيان نوع fripon de valet در زبان آسي - چند همگال معناشناسي آسي - گرجي - افسانه و تاريخ در گاهان زرتشتي - شرحي درباره تاريخ پژوهش زبان آسي، اثر عيسي‌يف (پيشگفتار) - تتبعي در باب تاريخ واژه‌ها - زرتشت و سكاها - سكاها و آس‌ها - ديومزيل، پژوهشگر در زمينه حماسه و اسطوره‌شناسي آسي - اهميت مناسبات منطقه‌اي در تاريخ زبان - حماسه آسي نرت - مباني زبان‌شناسي ايراني، زبان‌هاي ايراني باستان (با همكاري)

فراخوان از مشاهير ايل ساكي

 فراخوان از مشاهير ايل ساكي

========================================

بخشی از کتاب تاریخ ایل جلیله ساکی اختصاص به مشاهیر آن دارد . تا کنون افراد زیادی شناسایی شده اند و ارتباطاتی هم صورت گرفته اما هنوز راضی کننده نیست . از عزیزان ساکی که دارای مدارک و شرایط ذیل می باشند خواهشمند است علاوه بر معرفی خود شماره تماس هم برایم ایمیل کنند .

۱- کسانی که دارای مدرک دکترا یا بالاتر در هر رشته می باشند .

۲- کسانی که دارای مدرک فوق لیسانس در هر رشته می باشند .

۳- کسانی که دارای پست و مقام اداری و غیره می باشند . 

۴- افراد نظامی که درجه آنها سرهنگ ۲ به بالا می باشد .

۵ -قهرمانان ورزشی در هر رشته .

۶- مخترعین در هر زمینه .

۷- افراد برجسته علمی و آموزشی در هر رشته .

۸ - نویسندگان و شاعران .

و موارد دیگری که ممکن است اینجانب فراموش کرده باشم .

پس منتظر شما هستم .

ساكي هاي نهاوند هم قدم پيش گذارند

ساكي هاي نهاوند هم قدم پيش گذارند

=========================================

 علیرغم همه تلاش هایی که شد و حتی یک جلسه دیداری که با ساکی ها در روستای عشوند نهاوند داشتیم متاسفانه هنوز اطلاعات تاریخی ما بسیار اندک و کم است . لذا از عزیزانی که در نهاوند هستند و دارای اطلاعات تاریخی هم می باشند خواهشمند است درباره تاریخ و موقعیت جغرافیایی و بزرگان ایل ساکی درنهاوند برایمان در بخش نظرات و یا با ایمیل ارسال کنند . زمینه چاپ کتاب کاملا فراهم گردیده و اطلاعات درباره ساکی های نهاوند نیز بسیار کم است پس آگاهان و اهل فن در نهاوند سریعا قدم پیش بگذارند که سخت منتظریم.

آدرس ایمیل :  davoodsaki@yahoo.com

فراخوان اسناد و عکس درباره ایل ساکی

فراخوان اسناد و عکس درباره ایل ساکی

========================================

همانطور که در مقاله پیشینه تاریخی ایل ساکی می بینید ساکی یکی از اقوام قدیمی در ایران می باشند که از هزاران سال پیش در لرستان ساکن شده اند  و به تدریج و به دلایلی در مقاطع مختلف در چندین استان مختلف پراکنده شده اند . اینک که زمینه چاپ کتاب «تاریخ ایل جلیله ساکی» فراهم گردیده از عزیزانی که اسنادی یا عکس هایی و یا مطالب جالب و خواندنی در خصوص ایل ساکی در اختیار دارند خواهشمند است به ایمیل اینجانب ارسال فرمایند .

آدرس ایمیل   davoodsaki@yahoo.com